اعتماد، بنیادی ‌ترین اساس رهبری

    نویسنده: میترا کیانی‌خسروی

    0
    4
    اساس رهبری

    در عصر حاضر، که بدگمانی و سوءظن بر روحيه بيشتر مديران حاکم است، متأسفانه، تعداد کمی از سازمان ‌ها می‌ توانند به کيفيت مطلوب تيمی، همکاری و اعتماد در فرهنگ‌هایشان ببالند. مديران برای ساختن و تقويت اعتماد بين دو يا چند بخش، بايد اساس رهبری را بدانند كه چگونه افراد، اعتماد افراد ديگر، گروه يا سازمان را تجربه و درك می کنند و چگونه اعتماد بين افراد يا گروه‌ها در خلال زمان رشد می ‌کند.

    به عبارت ديگر، درك اين مطلب و اساس رهبری ضرورت دارد كه چگونه اعتماد از نظر روانی در افراد ديگر تجربه می‌شود پيش از اينكه تأثیرش بر رفتار، انتظارات و نتايج حاصل از اعتماد بين افراد در سازمان، تجزيه و تحليل شود.

    هنگامی‌ که به فردی اعتماد پیدا کنیم، می ‌پنداریم صادقانه عمل می‌ کند و او را انسانی قابل ‌اعتماد و قابل پیش‌بینی می ‌دانیم که از اعتمادمان سوءاستفاده نخواهد کرد، در مدیریت اعتماد خمیرمایه رهبری است. وقتی یک کارمند به رهبر و مدیر خود اعتماد می‌کند، خود را کاملاً در اختیار او قرار داده و مطمئن خواهد بود که حقوق و نیازهایش پایمال نخواهد شد، کمتر کسی حاضر است از فردی که به نظرش غیرمعتمد و سوءاستفاده‌گر است، پیروی کرده و یا به او مراجعه کند.

    عمدتاً اکثر افرادی که خصوصیات رهبر خود را ذکر کرده‌اند، صداقت را در صدر همه‌ی ویژگی‌ها قرار داده‌اند. صداقت، قطعاً پایه‌ی حیاتی رهبری به شمار می‌رود. امروزه بیش از هر زمانی، اثربخشی مدیریت و توان رهبری فرد وابسته به توانایی او در جلب اعتماد همکاران است که خود اساس رهبری به شمار می رود.

    اساس رهبریمطالعات مشخص کرده است زمانی که کارمندان خود را از امور مختلف آگاه سازید و اجازه دهید که به‌طور شفاف در زمینه‌ی تصمیم‌ های متفاوتی که سازمان در نظر دارد، اطلاع داشته باشند، نسبت به سازمان احساس مسئولیت می‌کنند و آن مجموعه را از خود می‌دانند. در این هنگام منصف باشید پیش از تصمیم‌گیری و اقدام، فکر کنید و ببینید که آیا آنان، تصمیم را بی‌طرفانه و عادلانه می‌بینند؟

    شما به عنوان یک مدیر می‌توانید همکاران زیردست خود را در احساستان شریک کرده و تصمیماتتان را با آنان در میان بگذارید. مدیرانی که تنها  گفت و گو با کارمندان خود را به مسائل خشک کاری محدود می‌کنند، به عنوان فردی سرد و غیر صمیمی شناخته می‌شوند. اگر احساسات خود را با آنان مطرح کنید، شما را بیشتر به چشم یک هم نوع می‌بینند تا یک مدیر و می‌دانیم چنین نگرشی در آتیه می‌تواند چقدر به سود شما تمام شود.

     صادق باشید، حقیقت‌گویی، جز لاینفک درستکار بودن است. اگر دروغی بگویید و دیگران متوجه آن شوند، توانایی خود را برای جلب اعتماد دیگران از دست خواهید داد. انسان‌ها غالباً ترجیح می‌دهند حرف‌ های ناراحت‌کننده بشنوند تا اینکه بفهمند مدیرشان، به آن‌ها دروغ گفته است.

    اساس رهبریبیشتر بخوانید: 5 راه برای حفظ تمرکز کارمندان

    توجه به بنیادی ترین اساس رهبری

    به عهد خود وفا کنید، زیرا این مورد اساس رهبری است. برای به وجود آمدن اعتماد، باید دیگران اعتقاد پیدا کنند که شما انسان قابل‌اطمینانی هستید، آن‌ها باید مطمئن باشند که شما به گفته خود پایبند هستید. از طرفی اگر راز نگهدار باشید، جلب اعتماد خواهید کرد، انسان به کسی اعتماد می‌کند که درک بالایی داشته باشد، کسی که بتواند تکیه‌گاهی برای آنان باشد. باید اشخاص را مطمئن سازید که گفته‌های خصوصی آنان، به دیگران منتقل نخواهد شد. در آخر درصدد بيان اين امر هستیم كه تجربه اعتماد با كنش متقابل ارزش‌ها، نگرش‌ها و حالت‌ها و احساسات افراد تعيين می‌شود.

    ارسال یک پاسخ

    لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
    لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

    18 + هجده =