شناسایی ریسک های کاری برای کسب و کارها
خیلی از کارآفرینان فکر می کنند ریسک های کاری مختلف در بازار فقط بقیه را تحت تاثیر قرار می دهد و آنها قرار نیست هیچ وقت درگیر بحران های بزرگ شوند. اگر شما هم اینطور فکر می کنید، احتمالا شکست های فاجعه بار از هر زمانی به شما نزدیک تر است. به همین خاطر ما در مقاله امروز سراغ مسئله مدیریت ریسک رفته ایم. اگر شما تا حالا این مسئله را چندان جدی تلقی نمی کردید، حالا دیگر نوبت تغییر نگرش فرا رسیده است. در ادامه با ما همراه باشید تا بعضی از مهمترین نکات در رابطه با مدیریت ریسک در دنیای کسب و کار را توضیح دهیم و یاد بگیرید چطور باید ریسک ها را شناسایی کرد.
به گزارش چاپ و نشر آنلاین، شروع یک کسب و کار جدید همیشه نیازمند سرمایه مناسب و شناسایی نیروی کار حرفه ای برای حضور پرقدرت در بازار است. بی شک هر کارآفرینی که بهترین تعادل در این رابطه را ایجاد کند، شانس بالایی برای جذب مشتریان و ورود به تالار مشاهیر کارآفرینی خواهد داشت. البته این وسط یک نکته معمولا از دست آدم در می رود و آن چیزی نیست جز مدیریت ریسک های کاری. خب انتظار ندارید همین که وارد بازار شدید همه شیفته کسب و کارتان شوند؟
فعالیت کارآفرینی هم مثل هر کار دیگری در این دنیا ریسک های خاص خودش را دارد. شما تا وقتی درک درستی از ریسک های کاری نداشته باشید، موفقیت تان در هاله ای از ابهام خواهد بود. ماجرا اینجا مثل بازی شطرنج است که باید قبل از حرکت هر مهره به فکر ریسک های احتمالی باشید. وگرنه در یک حرکت کیش و مات خواهید شد!
وقتی صحبت از شناخت ریسک های کاری می شود، معمولا چندتا کلیشه رایج در ذهن آدم ها شکل می گیرد. ناتوانی در بازپرداخت پول سرمایه گذارها، باد کردن محصولات روی دست شرکت و همینطور نارضایتی عمیق مشتریان از سطح خدمات برند رایج ترین گزینه های دنیا محسوب می شود. اگرچه این مسائل در نوع خودش بحران های عجیبی به نظر می رسد، اما همه ریسک های کاری در این موارد خلاصه نمی شود. گاهی اوقات حتی مشکلات کوچک نیز در صورت بی توجهی تبدیل به یک اژدهای هفت سر شده و کل کسب و کارتان را از بین خواهد برد.
همانطور که یک جوانه کوچک برای رشد و تبدیل شدن به درختی بزرگ نیازمند مراقبت است، شما هم باید از ریسک های کاری کسب و کارتان محافظت کنید. ریسک های کاری گوناگون در این میان شبیه آفت هایی است که در صورت بی توجهی یک شبه کسب و کارتان را نابود خواهد کرد.
نکته مهم اینکه، ریسک های کاری معمولا وقتی برندتان در اول راه باشد، ضربه های مهلک تری به برندتان می زند. به همین خاطر ما مدیریت ریسک های کاری برای کسب و کارهای نوپا را خیلی ضروری تر از برندهای باسابقه می دانیم. هرچه باشد برندهای بزرگ سابقه ای کمابیش طولانی در بازار دارند و مشتریان نیز به خوبی آنها را می شناسند. با این حال وضعیت برندهای نوپا کاملا متفاوت است و اگر همین امروز از بازار کنار گذاشته شوند، کمتر کسی به یادشان می افتد.
ما در ادامه سعی می کنیم تکنیک هایی کاربردی و صدالبته راحت برای شناسایی ریسک های کاری در دنیای کسب و کار را زیر ذره بین ببریم. پس اگر تا حالا به خاطر سختی روش های شناسایی ریسک های کاری از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کرده اید، دیگر لازم نیست نگران باشید؛ چراکه در پایان این مقاله همه نکات مورد نیازتان را درباره ریسک های کاری به سادگی آب خوردن یاد خواهید گرفت.
گام اول: تعیین ریسک های کاری که نگران شان هستید
اغلب کارآفرینان ذهنیتی نسبت به مشکلات و ریسک های کاری احتمالی برندشان دارند. اجازه دهید از یک مثال کاربردی استفاده کنیم. یک موسسه بازاریابی احتمالا ریسک هایی مثل ظهور رقبای جدید، اشتباهات بازاریاب ها در زمینه جلب رضایت مشتریان و انتظارات بالای برندها بابت خدمات مارکتینگ را مهمترین ریسک های فعلی اش ارزیابی می کند. در این میان بعضی از مسائل پتانسیل تبدیل شدن به ریسک های مهم را دارند، اما فعلا خبری از آنها نیست. چنین ریسک هایی را اصطلاحا «ریسک های غیرفعال» می گویند.
تمام کاری که شما در این مرحله باید انجام دهید، فهرست بندی ریسک های کاری برندتان است. این ریسک ها در مرحله قبل از مطالعه بازار یا تعامل با مشتریان به ذهن آدم می رسد. اشتباه نکنید، ما انتظار زیادی از شما نداریم؛ چراکه هر کارآفرینی به هر حال تا حدودی ریسک های اطراف برندش را می شناسد، مگر نه؟
بعد از اینکه تکلیف ریسک های جاری شرکت مشخص شد، باید کمی هم به ریسک های غیرفعال فکر کنید. چنین ریسک هایی شاید الان محلی از اعراب نداشته باشد اما در صورت تغییر شرایط نیازمند توجه ویژه شما خواهد بود. همین که الان آنها را پس ذهن داشته باشید، می تواند در آینده کمک ویژه ای به شما کند. دست کم این طوری کمی هم که شده خیال تان بابت آینده راحت خواهد بود.
گام دوم: تهیه فهرستی از کارهای ضروری برای کاهش ریسک های کاری
تا اینجای کار شما درک نسبی از ریسک های کاری اساسی برای برندتان دارید. خیلی از کسب و کارها وقتی به این مرحله می رسند، دیگر هیچ اقدام موثر دیگری را سازماندهی نمی کنند. به همین خاطر عملا ریسک های کاری بسیار بیشتری امکان اثرگذاری بر روی کسب و کار آنها را پیدا کرده و آنها خیلی دیر به فکر اقدامی موثر برای مقابله با شرایط می افتند.
بعد از اینکه ریسک های کاری احتمالی برای برندتان را شناسایی کردید، نوبتی هم باشد باید دست به اقداماتی موثر برای رفع آنها بزنید. قبول دارم این بخش خیلی سخت به نظر می رسد، اما اگر کارتان را اصولی پیش ببرید، هیچ سختی در کار نخواهد بود.
اجازه دهید دوباره به دنیای شیرین مثال ها برگردیم. این روزها موسسات بسیار زیادی در زمینه خدمات حفاظتی فعالیت دارند. مثلا شرکت های بزرگ معمولا برای حفاظت از دفترهای کاری از خدمات چنین موسساتی بهره می برند. مدیر چنین موسسه ای بعد از اینکه ریسک های جاری را شناسایی کرد، باید اقدامات اساسی برای کاهش ریسک ها را نیز در دستور کار قرار دهید. مثلا اگر در ساختمان یکی از مشتریان شرکت نقاط کور بی نهایت زیادی وجود دارد، نصب دوربین های مدار بسته ایده خوبی خواهد بود.
شاید فکر کنید اقداماتی مانند آنچه در مثال بالا بررسی کردیم، خیلی آماتور به نظر برسد اما وقتی این فهرست را گسترش داده و انواع و اقسام اقدامات مناسب را به آن اضافه کنید، دیگر مو لای درز کارتان نخواهد رفت. باور کنید یا نه، اغلب اوقات این اشتباهات کوچک هستند که سرنوشت یک برند را به باد می دهد. بنابراین هرچه شما فهرست دقیق تری از کارهای ضروری برای کاهش ریسک های کاری داشته باشید، آینده برندتان بهتر تضمین می شود.
گام سوم: طبقه بندی ریسک های کاری
بعضی از ریسک های کاری آنقدر مهم هستند که باید همین امروز آنها را مدیریت کرده تا آینده برندتان خراب نشود. در عوض بعضی دیگر آنقدرها هم فوری نیستند. هنر مدیریت ریسک در شناسایی این دو گروه است. اینطوری دیگر به اشتباه در حالی که ریسک های کاری بزرگ برندتان را تهدید می کنند، خودتان را برای ریسک های کوچک به آب و آتش نخواهید زد.
ما استفاده از ماتریکس مدیریت ریسک را بهترین تکنیک برای طبقه بندی ریسک های کاری می دانیم. این ماتریکس باید براساس نکاتی نظیر میزان اهمیت، سطح تاثیرگذاری و دامنه ریسک های کاری طراحی شود. وقتی یک ریسک سطح بالایی از همه معیارهای بالا را دارد، شما باید خیلی زود فکری به حالش کنید. وگرنه برندتان خیلی زود فقط در کتاب های تاریخ اسمش ثبت خواهد شد.
در کنار طراحی ماتریکس ریسک ها، باید نیم نگاهی به کتابچه راهنمای کارمندان نیز داشته باشیم. خیلی وقت ها برندها به خاطر بی اطلاعی کارمندان از اقدامات مناسب برای بهبود اوضاع شرکت با بحران های بزرگ رو به رو می شوند. این امر می تواند سرعت عمل یک شرکت در مواجهه با بحران ها را به طور قابل ملاحظه ای کاهش دهد.
گام چهارم: بدبین باشید!
آدم های خوشبین معمولا خیلی دیر ریسک ها را شناسایی کرده و حسابی به دردسر می افتند. اگر شما همیشه برخوردتان با ریسک های مختلف براساس نگاه مثبت باشد، شاید هیچ وقت آنها را جدی نگیرید. به همین خاطر ما در روزنامه فرصت امروز معتقدیم کارآفرینان موفق همیشه عینک بدبینی به صورت دارند و هیچ وقت آن را درنمی آورند. به همین خاطر نیز شانس بسیار بیشتری برای شناسایی در لحظه ریسک ها و مواجهه درست با آنها دارند.
یادتان باشد در بازار همه پیگیر کارهای شما نیستند و دل شان هم به حال شما نمی سوزد. پس اگر از همین امروز تمرین بدبینی به دور و اطراف را شروع نکنید، شاید فردا خیلی دیر باشد.
گام پنجم: نظرخواهی از کارمندان
کارمندان شرکت معمولا اطلاعات دقیقی درباره وضعیت برند دارند. آنها همیشه تعامل نزدیکی با مشتریان داشته و خیلی زودتر از مدیران در جریان مشکلات قرار می گیرند. به همین خاطر تکنیک ما در این بخش نظرخواهی از کارمندان است. گاهی اوقات بی توجهی مداوم کارآفرینان به نقطه نظرات کارمندان خودش تبدیل به یک ریسک بزرگ می شود. شما را نمی دانم، ولی من که اصلا دوست ندارم در شرکتی کار کنم که مدام نقطه نظراتم را نادیده می گیرد. بنابراین نظرخواهی از کارمندان نه تنها یک تکنیک شناسایی ریسک ها محسوب می شود، بلکه خودش اقدامی موثر برای مدیریت ریسک ها نیز هست!
قبول دارم خیلی از کارمندان نظرات دقیقی درباره ریسک های کاری ندارند، اما قرار نیست همه مثل یک مشاور حرفه ای کنار شما باشند. در عوض کارآفرینان حرفه ای همیشه نظرات و دیدگاه های کارمندان را ارزیابی کرده و بهترین موارد را مورد شناسایی قرار می دهند. اینطوری شما می توانید بدون دردسر اضافه کارتان را پیش برده و خیال تان بابت شناسایی به موقع ریسک های کاری راحت خواهد بود.
گام ششم: تحلیل بازخورد مشتریان
مشتریان معمولا نارضایتی شان را در قالب بازخوردهای منفی نشان می دهند. از کامنت های مختلف در شبکه های اجتماعی گرفته تا ارتباط با بخش خدمات مشتری، همه و همه بیانگر دیدگاه مشتریان است. حالا اگر این وسط ریسک های کاری برندتان را تهدید کند، احتمالا از دل صحبت های مشتریان به خوبی قابل تشخیص خواهد بود. اشتباه هولناکی که اغلب کارآفرینان در این مرحله مرتکب می شوند، بی توجهی به بازخورد مشتریان است. انگار که آنها اصلا در دنیا وجود هم ندارند.
بیشتر بخوانید: نکات کلیدی فیلم پدرخوانده برای رشد کسب و کارها
یادتان نرود تمام سعی و تلاش شما در بازار باید نهایتا به مذاق مشتریان خوش بیاید. بنابراین اگر فکر کرده اید می توانید دور نظرات آنها را خط بکشید، سخت دراشتباهید. به جای این کار شما باید همیشه رابطه نزدیکی با مشتریان داشته باشید. نتیجه چنین تکنیکی اطلاع از مشکلات و ریسک های احتمالی حتی قبل از ظهورشان به طور کامل خواهد بود. خب اگر کارآفرینی را سراغ دارید که از چنین سناریویی بدش می آید، ما را هم بی خبر نگذارید!