خسرو تقی ‌پور نقشی؛ تغذیه از سرچشمه

    تاریخ گردی چاپ سیلک ایران در گفت‌وگو با خسرو تقی ‌پور نقشی

    0
    72
    خسرو تقی ‌پور

    خسرو تقی ‌پور گفت: متولد سال 1322، تبريزی‌ام، از بچگي به طراحي و نقاشي علاقه خاصي داشتم، نقاشي را نزد استاد علي‌اكبر ياسمي از اساتيد بزرگ در اين رشته آموختم. ازآنجا كه پسوند فاميلي بنده نقشي است، می‌توان فهميد كه هنر نقاشي در خاندان ما موروثي است.

    با چاپ افست از نزديك در چاپخانه كارخانه بيسكويت ويتانا آشنا شدم. پاتوق من عصرها در تابلوسازي مسيو بابكن در خيابان منوچهري بود. چون چاپ افست سرمايه اوليه بيشتري نسبت به چاپ سيلك اسكرين طلب می‌کرد، چاپ سيلك را با توجه به سابقه هنري و طراحيم براي ادامه كار پذيرفتم و…

    اين گفته‌ها مختصري از معرفي چهره ماندگار اين شماره نشريه،  خسرو تقی ‌پور نقشی است. كسي كه صنعت چاپ سيلك اسكرين كشور، خود را تا حد زيادي مديون مطالعات اين شخصيت برجسته می‌داند.

    با توجه به اهميت چاپ سيلك اسكرين و تا حدودي مظلوم ماندن اين شاخه از صنعت چاپ، در اين شماره به دل اين هنر می‌زنیم تا هم با تجربيات و خاطرات مشغولان و پيشكسوتان اين حرفه آشنا شويم و هم اينكه در ادامه از مشكلات و همچنين چگونگي وضعيت این رسته در صنعت چاپ كشور با خبر شویم.

    لطفاً به‌طور كامل براي ما بگوييد خسرو تقی ‌پور نقشی كيست؟

    بنده در سال 1322 در تبريز به دنيا آمدم و در همان سال‌های كودكي با توجه به پيشينه هنر طراحي و نقاشي كه در خانواده ما وجود داشت، پدرم مرا براي آموختن اين هنر، به استاد علي‌اكبر ياسمي كه از اساتيد برجسته‌ی هنر طراحي و نقاشي در تبريز بود سپرد.

    از آنجا كه پدر بنده كارمند بانك ملي بودند، حدوداً در سال 1334 با انتقال به تهران، ما نيز از تبريز عزيمت كرده و براي هميشه به تهران آمديم و بنده نيز در كنار اساتيدي همچون شيخ حسین‌خان احياء، عليايي و نجم‌آبادي كه از شاگردان کمال‌الملک بودند، حرفه نقاشي خود را ادامه دادم. برای تحصيلاتم نيز همان سال در مدرسه اقبال آشتياني چهارراه گلوبندك، مشغول به تحصيل شدم.

    درست به خاطر دارم كه از همان زمان هميشه بعد از ساعات مدرسه با توجه به نزديكي مهر و پلاك‌سازي برليان، پشت ويترين مغازه به تماشاي مهر و پلاك‌ها مي‌ايستادم تا اينكه در ايام تعطيلات تابستان تصميم به كار در چاپخانه ها گرفتم و براي اولين بار هم در چاپ سهيل واقع در كوچه ملي به عنوان مبتدي مشغول به كارشدم. بعد ازآن، درلاستيك‌سازي عقاب با مديريت آقاي نيلي و پس از آن نيز در صحافي شعله در كوچه ظهيرالاسلام كه الان به خيابان تبديل شده است، نزد آقاي صابران فعاليت خود را ادامه دادم و تقريباً در اينجا بود كه براي اولين بار از نزديك با كارهاي صحافي و چاپ آشنا شدم.

    درست در همين سال‌ها بود كه پدرم فوت كردند و من نيز براي ادامه تحصیل به مدرسه نظام رفتم تا اينكه تحصيلاتم به پايان رسيد. بعد از اخذ مدرك ديپلم وارد بازار كار شدم. در ابتدا يك آتليه نقاشي داير كردم و در ادامه هم در گراورسازي ابن‌سينا نزد آقاي فريدون فاريابي كارهاي مربوط به طراحي را انجام مي دادم تا اينكه در سال 1344 به عنوان طراح وگرافيست در شركت ويتانا، در كنار آقاي هاتف مشغول به فعاليت شدم.

    ایشان پس از مدتي تصميم به تأسيس چاپخانه اي براي انجام كارهاي چاپي و بسته بندي در كارخانه گرفت و بنده نيز به عنوان سرپرست اين قسمت معرفي شدم و از آن روز به مدت سه سال در آنجا مشغول به فعاليت بودم و تقريباً در همين مكان بود كه از نزديك با چاپ افست به صورت حرفه اي آشنا شدم.

    بعد از گذشت اين مدت حدوداً در سال 1347 تصمیم به تأسيس دفتر طراحي در كوچه برلن گرفتم و دقيقاً يكسال بعد نيز موفق به تأسيس چاپ اسكرين برسيبا شدم. ازآنجا كه اطلاعاتم در اين زمينه به حد كافي نبود شروع به مكاتباتي با مجلات سيلك اسكرين و همچنين مراكز تحقيقات و فناوري در آمريكا كردم و تاكنون آن ارتباط ادامه دارد زيرا از اين طريق به اطلاعات روز در اين زمينه دست پيدا مي كنم.

    خسرو تقی ‌پور: افرادي كه سررشته اي از طراحي نداشته باشند نمي توانند در اين حوزه خلاق و مبتكر باشند زيرا چاپ سيلك اسكرين بار سنگيني را در بحث مسائل هنري و علمي عهده دار است و تقريباً چندبرابر حوزه هاي افست و فلكسو احتياج به مطالب تئوري دارد.

    بايد در اينجا دو نكته را متذكر شوم كه نقش مهمي در موفقيت من در اين زمينه را بازي كردند. ابتدا شانس خوبي كه در آغاز فعاليتم با آن برخورد كردم، یعنی ورود آقاي گابريليان مدير شركت فرگاه با سرمايه گذاري ايشان روي چاپ سيلك اسكرين كه متأسفانه با وجود پشتیبانی مناسب در اين حوزه اين شركت به صورت جدي نتوانست در اين قسمت موفق عمل كند اما همين امر موجب معرفي چاپ سيلك در كشور شد كه راه را تاحدودي براي ما آسان كرد.

    اما مسئله‌ی دوم مدرك همسر بنده كه فوق ديپلم سراميك بودند و اطلاعاتي در اين حوزه در اختيار بنده قرار دادند و سبب گرايش من به محدوده كوره‌اي و كاشي و سراميك و شيشه و ورود به اين حوزه‌ها شد البته با این همه باز هم اطلاعات كافي براي ادامه كار ما وجود نداشت؛ لذا ما شروع به مكاتباتي با انجمن دكوركنندگان شيشه و چيني آمريكا كرديم و به عضويت اين انجمن درآمديم تا از اين طريق بتوانيم اطلاعات بيشتري را در اين زمينه به دست آوريم.

    گفتني است كه تا آن زمان هيچ چاپخانه اي در اين زمينه وجود نداشت و بنده در اين ميان براي اولين بار اقدام به چاپ عكس برگردان مخصوص چيني وشيشه كردم و تا اواخر سال‌هاي جنگ ايران و عراق نيز تنها توليد كننده و چاپخانه در اين حوزه بودم.

    خسرو تقی ‌پورآيا در كنار این در حوزه هاي ديگر چاپ فعاليت داشتيد؟

    بله حدوداً در سال 1356 يعني يك سال قبل از انقلاب در چاپخانه پنگوئن واقع در بهارستان با آقاي طاقچيان شريك شدم كه وجود تجربه هاي قبلي و همچنين علاقه زيادي كه به چاپ افست داشتم موجب موفقيت بنده در اين حوزه شد و در طول اين دوران همزمان با چاپ سيلك در چاپ افست نيز مشغول به فعاليت بودم و اين فعاليت تا چند سال اخير نيز ادامه داشت كه با توجه به كهولت سن تصميم به واگذاري سهام اين چاپخانه گرفتم.

    چرا براي كسب اطلاعات ازكمپاني ها و شركت هاي آمريكايي كمك گرفتيد؟

    به دليل اينكه اگر بخواهيم در يك نگاه به بررسي سطح چاپ سیلک در دنيا بپردازيم خواهيم فهميد مقدار فاصله اي كه ما در اين زمينه با كشورهاي اروپايي داشتيم، به همان ميزان آنها با كمپاني هاي آمريكايي فاصله داشتند. از طرفی آمريكا در سطح چاپ سيلك از رده هاي بالاتري برخوردار است؛ چاپ سيلك براي اولين بار در جنگ جهاني اول و دوم توسط سربازان آمريكايي وارد اروپا شد لذا با توجه به اين پيشينه، ما اقدام به ارتباط با شركت هاي آمريكايي كرديم.

    در اين خصوص بنده معتقدم زماني كه انسان در حوزه اي وارد مي شود بايد اصل يادگيري را سرلوحه‌ی كار خود قرار دهد زيرا صرف تكرار مطالب ابتدايي، او را به موفقيت نخواهد رساند و حتي در حال حاضر نيز با گذشت مدت ها نيز همچنان در جستجوي مطالب تازه در نشريات و مقالات دنيا هستم تا با استفاده از اين مطالب بتوانم اطلاعات جامع تري را در اختيار جوانترها و تازه كاران اين حوزه قرار دهم.

    طبق گفته‌هايتان شما از طراحي و نقاشي به چاپ سیلک رسيديد، رابطه اين دو با يكديگر به چه ميزان است؟

    به اعتقاد بنده افرادي كه سررشته اي از طراحي نداشته باشند نمي توانند در اين حوزه خلاق و مبتكر باشند زيرا چاپ سيلك اسكرين بار سنگيني را در بحث مسائل هنري و علمي عهده دار است و تقريباً چندبرابر حوزه هاي افست و فلكسو احتياج به مطالب تئوري دارد. ما در اينجا، مسئله سطوح مختلف چاپ شونده و استفاده از مركبات مختلف و بحث هاي شيميايي و حلال ها را داریم و چون اين نوع چاپ، يك چاپ عبوري است و بايد از يك منفذ توري عبوركند، بحث سياليت مطرح مي شود، در صورتي كه در چاپ هاي ديگر اين مسائل مورد توجه قرار نمي گيرند و بررسي مسائل جزئي تر چندان مورد توجه نيستند.

    برخي معتقدند كه بحث خلاقيت و ابتكار تنها در حوزه چاپ سيلك مطرح است، اين گفته تا چه حد صحت دارد؟

    متأسفانه يكي از اشكالات بزرگ ما در صنعت چاپ ايران اين است كه براي قسمت هاي چاپ مزربندي قائل مي شويم اما به عقيده بنده از زماني كه يك طراح مشغول به فعاليت مي شود تا زماني كه مراحل بعد از چاپ و كارهاي پاياني انجام مي شود، صنعت چاپ تداوم خواهد داشت و در اينجا بايد پذيرفت كه همه انواع چاپ هر يك به‌طور جداگانه داراي بار علمي و هنري سنگيني هستند.

    به اعتقاد بنده ادامه اين تفكر تكرار اشتباهات گذشته است. به‌طورمثال در گذشته در بخش چاپ افست بسياري از افراد تنها بخش ماشين‌خانه را جزو صنعت چاپ مي دانستند، در صورتي كه بايد دانست ماشين‌خانه محل مونتاژ توليدات مختلفي است كه در اين قسمت روي كاغذ يا مقوا پیاده مي شود؛ در اينجاست كه نبايد سهم يك گرافيست در طراحي و انتخاب رنگ در اين پروژه را ناديده گرفت و بقيه قسمت ها نيز به عنوان امانت در اين وديعه هنري هريك به نوبه خود تأثيرگذار هستند.

    آیا اولين كار چاپ سيلكي كه انجام داده ايد را به ياد داريد؟

    بله اولين كار چاپ سيلك بنده، يك چاپ دستي خيلي پيش پا افتاده بود كه توسط دوست بنده آقاي حميد متواضع -كه در حال حاضر نيز يكی از مهره هاي مهم صنعت چاپ ايران محسوب مي شوند- سفارش داده شد. این کار در اصل چاپ مارك يكي از واحدهاي توليدي صنايع فلزي بود که ایشان سفارش آن را براي بنده گرفتند و من نيز در آشپزخانه محل آتليه نقاشي، آن را روي كابينت ها با چاپ دستي انجام دادم و سر موقع سفارش را تحويل و اولین اجرتمان را دريافت كرديم.

    گفتني است انجام تمامي اين كارها در شرايطي بود كه ما هيچ گونه تجهيزاتي نداشتيم؛ به عنوان مثال فريم شابلون ما از جنس چوب و توسط لولا ثابت شده بود.

    چرا نام برسيبا را براي چاپخانه خود انتخاب كرديد؟

    بنده با آشنائي كه به تاريخ هنر داشتم اين اسم را انتخاب كردم و اصل اين كلمه بورسيباست كه نام شهري در زمان مادها بوده که در آن مدرس هايی وجود داشته كه هنر حجاري را براي ساخت بناهاي تاريخي به دانش آموزان ارائه مي داده لذا با توجه به اين تاريخچه هنري، بنده نيز نام برسيبا را براي چاپخانه خود انتخاب كردم.

    در اوايل تأسيس برسيبا با چه مشكلاتي مواجه شديد؟

    متأسفانه با توجه به عقايد غلطي كه آن زمان در انتقال اطلاعات و نظام استاد شاگردي وجود داشت اطلاعات ما حتي در مسائل ابتدايي و بديهي هم خيلي كم بود؛ به عنوان مثال عدم آگاهي ما نسبت به مسائل جزئي از جمله رطوبت هوا و تغييراندازه كاغذ عكس برگردان در شرايط جوي مختلف، مشكلات عديده اي را در اين بخش براي ما به وجود مي آورد اما امروزه تمامي اين اطلاعات را كه با گذران عمر و تحمل سختي هاي فراوان بدست آورده ايم به راحتي در اختيار تازه كاران قرار مي دهيم و اميدواريم كه آنان نيز نهايت استفاده را ازاين اطلاعات بكنند.

    در آن زمان رمزموفقيت بنده ارائه طرح هايي براي چاي شهرزاد و عقاب براي عكس برگردان اين طرح ها بود كه خوشبختانه مورد پذيرش عموم نیز قرارگرفت.

    با توجه به تجربيات شما درزمينه‌ی چاپ سيلك، اين حوزه از گذشته تاكنون چه روندي را طي كرده است؟

    چاپ سيلك در گذشته چون سطح توقعات بازار در اين حوزه بسيار پايين بود يك سري سختي هاي فيزيكي خاص خود را داشت اما در بخش كيفيتي مسئله اي به شكل جدي، مطرح نبود ولي در حال حاضر ما در دنيايي زندگي مي كنيم كه خيلي به هم پيوسته است و مشتريان نيز با مشاهده كيفيت كارهاي اروپايي از بنده همان مقدار دقت و ظرافت و كيفيت را خواستارند و اينجاست كه بحث وجود تكنسين هاي مربوط به هر حوزه مطرح مي شود كه متأسفانه با وجود تكنولوژي هاي مربوط به اين صنعت ما از وجود افراد متخصص نه تنها در اين حوزه بلكه دركل صنايع بي بهره ايم.

    پس طبق گفته‌هاي شما در اينجا مسئله نبود آموزش هاي لازم مطرح مي شود، به اعتقاد شما چاره چيست؟

    متأسفانه مدیریت جامعه ما هنوز متوجه ريزه كاري هاي اساسي نيست، به عنوان مثال هنوز هم مدرك گرايي در كشور ما غوغا مي كند و این در حالي است كه بايد قبول كرد اگر همه افراد بخواهند وارد تحصيلات عاليه بشوند ما درزمينه‌ی اشتغالزايي نمي توانيم پاسخگوي آنها باشيم. ازطرفي متأسفانه به هنرستان هاي ما اهميت لازم داده نمي شود و لذا افراد همه به سمت دانشگاه ها مي روند و این درحالي است كه در كشورهاي اروپايي اين چنين نيست.

    می توان به‌طور تخمینی گفت حدود 60 درصد از افرادی که وارد هنرستان ها می شوند سپس مستقيم وارد بازار كار مي شوند و مسلماً در اين صورت از نظر اقتصادي و امنيت مالي شرايط اين افراد بهتر و مستحکم تر از افراد تحصيل كرده خواهد شد.

    با توجه به گفته‌هاي شما بحث استانداردسازي و وجود يك معيار ثابت پيش خواهد آمد، لطفاً نظرخود را در اين خصوص بگوئيد؟

    متأسفانه در بحث استانداردسازي مي توان گفت هر سنجشي نياز به معيارهاي سنجش دارد.

    به عنوان يك كارشناس نقطه عطف صنعت چاپ كشور را در چه زماني مي دانيد؟ آيا چاپ سيلك نيز در تاريخ خود دارای اين نقطه عطف بوده است؟

    می توان به‌طور کلی گفت که چاپ از دو بخش صنعت و نشر تشكيل شده است كه اوج نشر قبل از بخش صنعتي در ايران شكوفا شد و نهايتاً در يك خيزش صنعت چاپ نيز توانست خودش را با اين شرايط منطبق كرده و به مرور زمان تكامل پيدا كند، تا جايي كه امروز فعاليت چاپخانه هاي ما تا حدود 90 درصد جوابگوي نيازهاي داخلي هست و اگر كمبود و يا نقصي هم در اين زمينه وجود دارد، مربوط به مقررات و نواقص قانوني موجود دراين حوزه است.

    به اعتقاد بنده اما هنوز در چاپ سيلك اسكرين نقطه عطفي به وقوع نپيوسته است و همچنان جاي كار در آن وجود دارد.

    همانطور كه مطلع هستيد در سال گذشته همايشي در بخش چاپ سيلك برگزار شد كه شايد اين حركت مي توانست مقدمه اي براي پيشرفت اين بخش باشد اما قبل از انجام اين امور ما بايد در ابتدا به اصلاح بسياري از تفكرات بپردازيم؛ مثلاً شايد عده اي اين تفكر را دارند كه چاپ سيلك وسيله اي براي پولدار شدن است اما اين تفكر كاملاً خودخواهانه است زيرا صنعت چاپ يك صنعت بسيار بزرگ است كه چاپ سيلك تنها قسمتي از آن است و من نوعي نيز، به عنوان يك جزء كوچك اين بخش در حال فعاليت هستم.

    اما بايد بدانيم که اگر كل صنعت چاپ رونق و پيشرفتي داشته باشد قطعاً سهم من هم بيشتر خواهد شد پس هيچگاه نبايد به فكر تقسيم بندي و جدايي حوزه هاي چاپ با يكديگر باشيم. انواع مختلف چاپ از افست، هليوگرام، فلكسو تا اسكرين، 80 درصد اشتراک با هم دارند و بايد همه با هم براي سامان بخشيدن مشكلات مشترك بكوشند زيرا اگر ما نتوانيم اين خلا را با كمك هم برطرف كنيم قطعاً نمي توانيم 20 درصد باقیمانده مشکلات تخصصی خود را برطرف كنيم.

    خسرو تقی ‌پوردر حال حاضر يكي از مسائلي كه مطرح مي شود تقسيم بندي بخش هاي چاپي و در نهايت تحت پوشش قرار گرفتن چاپ سيلك زير نظر اتحاديه ليتوگرافان است، به اعتقاد شما اين تقسيم بندي صحيح است؟

    در سال‌های اوايل تأسيس اتاق اصناف در دهه 50 به دستور اين مركزها به اتحاديه چاپخانه داران مراجعه كرديم و نامه اي مبني بر عضويت چاپخانه داران چاپ سيلك در اين اتحاديه تنظيم و به آن تحويل داديم كه بعد از گذشت چند ماه در طي نامه اي با اين عنوان كه «سيلك» هيچ ارتباطي به صنعت چاپ ندارد درخواست ما را رد كردند و با عنوان سيلك و نه چاپ سيلك از اين حوزه نام بردند؛ لذا ما دوباره به اتاق اصناف مراجعه كرديم و طي مكاتباتي در نهایت با صنف گراورسازان متحد شديم.

    درآن زمان ليتوگرافان نيز مشغول به فعاليت بودند اما هنوز صاحب هويت مستقل نشده بودند لذا به خاطر به حدنصاب رسيدن اعضا، ما با صنف پلاك سازان متحدشديم و يك اتحاديه را تشكيل داديم اما در آن زمان مشكلات بسياري براي ما وجود داشت؛ ازجمله اينكه وزارت اطلاعات به ما اجازه خريد يك دستگاه نيمه اتوماتيك را نمي داد و تنها شرط اين اقدام را خريد جواز چاپ قرار داده بود كه خوشبختانه بعد از انقلاب وزارت ارشاد شرايط مساعدتري را براي ما به وجود آورد.

    در حال حاضر عملكرد اتحاديه خود را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

    بنده چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب در اتحاديه حضور داشتم و جزو مؤسسين تعاوني اتحاديه بودم اما متأسفانه در كشور ما قوانين طوري تنظيم شده كه اختيارات خاصي را براي فعاليت اتحاديه ها در نظر نگرفته‌اند و اتحاديه هاي ما به نوعي كارمندان بي جيره و مواجب بخش دولتي هستند.

    روند حمايت هاي دولتي را چگونه مي بينيد؟

    بنده اصولاً معتقدم كه بايد اتحاديه ها روزي به جايي برسند كه نيازمند حمايت هاي دولتي نباشند و آنقدر داراي قدرت شوند كه نوعي حامي دولت نيز به شمار آيند اما متأسفانه درحال حاضر اين چنين نيست.

    به عنوان سوال آخر و در نهايت جمع بندي تمام گفته‌ها، در حال حاضر بزرگترين مشكل صنعت چاپ ما چيست؟

    مسئله نبود آموزش هاي كافي در بخش هاي مختلف ازجمله بزرگترين مشكلات صنعت چاپ كشور است زيرا در صورت وجود كلاس هاي آموزشي افراد با آئين نامه و همچنين بسياري از مسائل و قوانين كشور از نزديك آشنا مي شوند و بالطبع بهتر مي توانند از حق خود دفاع كنند.

    حرف آخر…

    ما بايد ياد بگيريم كه هيچگاه به دنبال مقصر نگرديم بلكه حركت را از خودمان آغاز كنيم و مطمئن باشيد تا هنگامي كه ما خود به نبرد مشکلات نرويم مسلماً كمك هاي اعطايي دولت نمي تواند پاسخگوي نيازها و مايحتاج ما باشد.

    منتشر شده در شماره 56 چاپ و نشر – تیرماه 88

    ارسال یک پاسخ

    لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
    لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

    چهار × 5 =