29.5 C
Tehran
یکشنبه، 26 اردیبهشت 1400
مجتمع چاپ نقش الماسمجتمع چاپ و صحافی نقشینهچاپ فاکتور مهیار
حجت‌ الله علی‌ محمدی

حجت الله علی محمدی؛ چاپچی که می‎ خواست طبیب باشد

کاروان مهربانی صنعت چاپ در این شماره به مهمانی حجت الله علی محمدی یکی دیگر از پیشکسوتان این صنعت می‌رود.
محمدعلی بایه

محمدعلی بایه/ گوشه ای در بیات چاپ

این گزارش غایبانه ی حاضر از دیدار و جریان شور و عاطفه ای سپری شده نیست، بلکه گزارشی از گوشه های چشم نم آگین از سر غلیان عاطفه کاروان مهربانی در دیدار با محمدعلی بایه است که جاریست.
احمد عزیزی

احمد عزیزی/ لباس های اتو کشیده، دست های مرکبی

احمد عزیزی خواست تا خود را معرفی کرده و بگوید که چگونه به صنف چاپ واردشده است. در ادامه می خوانید
غلامحسین سلامت

غلامحسین سلامت؛ عمر بهادار سلامت، صرف اوراق امانت

میریونس جعفری سکان جلسه را در دست گرفت و گفت: امروز نهم بهمن ماه است و به دیدار یکی از پیشکسوتان این صنعت آمده ایم که زحمات زیادی برای این صنف کشیده است، سپس از غلامحسین سلامت خواست تا از خود بگوید
حسین رئیسی

حسین رئیسی ؛ چاپ و عشق

کاروان مهربانی صنعت چاپ اولین بار است که بدون حاج محمد کلاری به دیدار یکی دیگر از پیشکسوتان صنعت چاپ ، حسین رئیسی می‌رود. بغضی...
محمود معیری‌ زاده

محمود معیری‌ زاده ؛ سال‌ های کار و ثواب

خیابان ظفر تهران، از آن خیابان‌هایی است که همیشه ترافیک دارد، برخی از اعضای کاروان مهربانی صنعت چاپ از این ترافیک گذر کرده بودند...
علی اکبر ساعدی

علی‌ اکبر ساعدی ؛ شیرین که تلخی می‌کند…

سه‌شنبه اولین روز مردادماه، کاروان مهربانی صنعت چاپ با کوله‌باری از محبت به دیدار پیشکسوت، دوست و همکاری قدیمی رفت، البته این دیدار اندکی...
سید حسن معافی

سید حسن معافی ؛ سربه‌زیر دل فراز

در کوچه پس‌کوچه‌های خیابان فلسطین خانه‌ای گرم و نقلی وجود دارد که مهمانش این‌بار کاروان مهربانی بود. این خانه متعلق به مرد هنرمندی به نام سید حسن معافی است که سال‌ها در صنعت چاپ کار کرده و به دقت و امانت‌داری در کارش شهره است. حاصل دسترنج این مرد نام نیک است و شش پسر رشید که همه در حوزه صنعت چاپ مشغول به کار هستند.
نورالله غلامحسینی

 نورالله غلامحسینی ؛ یک عمر سرب و ورساد

چاپ او را به نام نوری می‌شناسند، اما کسی به‌درستی نمی‌داند که اسمش نوری است یا ‌فامیلش. کاروان‌مهربانی صنعت چاپ به دیدار دوستی قدیمی، نورالله غلامحسینی رفت.
احمد سمیعی

احمد سمیعی؛ قلم و آتش

چند صباحی است که بنا بر مقتضیات زمانه از کاروان دور افتاده‌ام و گزارش دیدار این مجالس باصفا جزای نیک همکاران دیگر شده است...