مدیریت کاربردی چیست

    0
    18
    مدیریت

    هر شرکت موفقی نیازمند به یک مدیریت کارآمد است. مدیری که پتانسیل های کارمندانش را بشناسد و در عین حال آنان را تحت فشار قرار ندهد. راهنماییشان کند اما اعتماد به نفسشان را زیر سئوال نبرد.

    یک مدیر لایق راه های زیادی را طی می کند تا تبدیل به یک مدیر کاردان شود. وی در ابتدای امر یک دانشجو بوده  سپس وارد دنیای کسب و کار شده و احتمالا سال ها در سمت های گوناگونی به کسب تجربه پرداخته است و سپس به مقام مدیریت رسیده، یک مدیر خوب می داند که باید کارمندش را در انجام امور کاری آزاد بگذارد در غیر این صورت کارمند ممکن است عرصه را بر خود تنگ ببیند و محل کار خود را به یکباره ترک کند. این مطلب ضربه مهلکی به شرکت وارد خواهد کرد. بنابر این باید یکسری اصول و قواعد را در خصوص برخورد با کارمندان رعایت کرد.

     یک مدیر خلاق و کاردان باید یکسری اصول مهم را رعایت کند تا بتواند شرکتی موفق با کارمندان با انگیزه داشته باشد. 

    1. مدیریت  ارتباط با کارمندان

    ارتباط خود را  به عنوان یک مدیر با کارمند خود حفظ کنید . به خاطر داشته باشید که سعی نکنید کارمندان را زیر ذره بین قرار دهید بلکه با آرامش خاطر برخورد کرده و به آن ها اعتماد کنید.

    مدیران علاقه مند به دخالت در کارهای کارمندان همیشه نگران سرنوشت امور بدون حضور مستقیم خود هستند. این امر تا حد زیادی ریشه در بی اعتمادی مدیران به کارمندان در کنار علاقه به مدیریت تمام امور دارد. توصیه من در این بخش تلاش برای ایجاد ارتباط بهتر با کارمندان است.

    بدون شک هر مدیری دارای دامنه وسیعی از وظایف و کارهای مهم است بنابراین تمرکز بر روی امور کوچک موجب ایجاد چالش مدیریتی برای ما خواهد شد. تقویت کانال های ارتباطی میان مدیران و کارمندان بخش قابل توجهی از فضای بی اعتمادی را رفع خواهد کرد. به این ترتیب ما فرصت کسب اطلاعات درباره هر پروژه را خواهیم داشت. این امر دیگر نوعی دخالت مستقیم در فعالیت کارمندان نخواهد بود.

    1. اختصاص زمان برای خود

     عرصه را بر خود و کارمند ها تنگ نکنید، بلکه هم به خودتان و هم به کارمندان زمان بدهید . به این صورت که شما بعنوان یک مدیر باید زمانی را صرف امور مدیریتی کنید و اگر به صورت مداوم بالای سر کارمندان باشید نمی توانید موثر عمل کنید. در ضمن یک کارمند باید بتواند به صورت مستقل و بدون وابستگی یکسری کارها را انجام دهد. اگر ما همیشه در تلاش برای حضور در میان کارمندان و بیان توصیه های کاربردی به آنها باشیم، دیگر امکان فعالیت مستقل آنها فراهم نمی شود. این امر فارغ از هر نوع بحث دیگری موجب ایجاد نوعی وابستگی میان کارمندان و مدیر موردنظر می شود. به این ترتیب دیگر فرصتی برای مدیر موردنظر به منظور رسیدگی به سایر امور باقی نخواهد ماند. زمان عنصر مهمی در مدیریت کسب و کار است. به همین خاطر باید آن را به طور برابر برای کارهای مختلف تقسیم کرد. در غیر این صورت فعالیت مناسب و هماهنگ تمام بخش های تحت مدیریت ما با خطر مواجه می شود.

    1. ترغیب کارمندان به یافتن راهکارها به صورت مستقل

    کارمندان نقش بچه های اعضای تیم مدیریتی را دارند. بدون تردید تنها گذاشتن فرزندان معنوی در محیط کار بسیار دشوار خواهد بود. به همین خاطر اغلب مدیران در تلاش برای راهنمایی مداوم کارمندان هستند. این امر شاید در نگاه نخست جذاب و تاثیرگذار به نظر برسد، اما نتیجه نامناسبی بر روی خلاقیت و توانایی فعالیت مستقل کارمندان خواهد داشت. بسیاری از مدیران پس از دوره های طولانی حمایت از کارمندان به فکر ایجاد استقلال عمل در فعالیت آنها می افتند.

    بی تردید این امر مشکلات بسیار زیادی برای ما به ارمغان خواهد آورد. جالب اینکه گاهی اوقات کارمندان نیز علاقه ای به فعالیت مستقل ندارند. به همین خاطر توصیه من اجبار کارمندان به فعالیت مستقل است. این امر گاهی اوقات با ترغیب آنها نیز صورت می پذیرد. به هر حال ما باید راهکارهای مناسب برای تقویت انگیزه کارمندان به منظور فعالیت بدون حمایت مداوم تیم مدیریتی را پیدا کنیم. این امر رمز موفقیت ما در زمینه مدیریت بهینه کسب و کار محسوب می شود.

    1. تقویت انگیزه مدیریتی کارمندان

    مدیریت کارمندان همیشه کار ساده ای نیست. برخی از مدیران تمایل به دخالت جزئی در کار کارمندان دارند. این امر از نقطه نظر علم مدیریت جدید رد می شود، بنابراین ما باید به دنبال راهکارهایی برای ترک این عادت عجیب باشیم. برخی از برندها به منظور تقویت انگیزه کارمندان اقدام به آموزش تکنیک های مدیریت به آنها می کنند. این امر نقش مهمی در بهبود کیفیت عملکرد کارمندان دارد. به این ترتیب آنها توانایی مدیریت حیطه وظایف شان به صورت کارآمد را کسب می کنند.

    1. ترکز بر عنصر اخراج

    گاهی اوقات ما نیازمند عنصر اجبار برای ترک عادت دخالت در جزئی ترین فرآیندهای فعالیت کارمندان هستیم. برخی از مدیران دخالت در امور کارمندان را جزئی از وظیفه شان می دانند. به همین خاطر ترک این عادت برای آنها بسیار دشوار است. به عنوان مدیر بالادستی چنین افرادی باید از عنصر تهدید به اخراج به صورت موثر استفاده کرد. البته این امر نباید موجب نادیده گرفتن دستاوردهای مثبت مدیر موردنظر شود. هدف اصلی در اینجا ایجاد سازگاری در مدیران با الگوهای مدیریت نوین است. در غیر این صورت امکان تاثیرگذاری مناسب بر روی کارمندان از بین می رود. امروزه کارمندان انتظارات مشخصی از مدیران دارند. یکی از مهم ترین انتظارات آنها احترام به آزادی عمل شان است. بنابراین با بی توجهی به این امر بخش قابل توجهی از کارمندان ما ترغیب به ترک شرکت خواهند شد.

    1. باور به نادرستی دخالت جزئی

    یکی از نکات مهم درباره مدیران علاقه مند به دخالت در فعالیت کارمندان باور آنها نسبت به شیوه درست فعالیت شان است بنابراین گام نخست برای رفع این عادت ایجاد باور به نادرستی شیوه مذکور خواهد بود. بدون شک این امر باید از سوی مدیران ارشد صورت گیرد بنابراین گفت وگوی صمیمی با چنین مدیرانی برای ترغیب شان به سوی استفاده از الگوهای تازه تر مدیریت ایده مناسبی خواهد بود.

    در این شرایط انتقاد مستقیم از مدیر مورد نظر ایده مناسبی محسوب نمی شود. ما ابتدا باید نحوه عادت کردن وی به مدیریت همراه با سطح دخالت بالا را درک کنیم. این امر در طول زمان به عنوان شیوه مدیریتی مطلوب در چنین مدیرانی شکل گرفته است بنابراین ما باید با گفت وگوی حرفه ای نسبت به ایجاد آگاهی در آنها پیرامون نتایج نامناسب چنین الگوهایی از مدیریت اقدام کنیم.

    بیشتر یخوانید: مدیریت مالی و نقش مهم آن در گسترش شرکت ها

    ارسال یک پاسخ

    لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
    لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

    3 × 3 =